پابرهنه ها جلد 3 [ePub]

by Zaharia Stancu

صدای پیانو گیجم میکرد، شکنجه ام میکرد. شکنجه ی پر از نوازشی بود که وسط روز، صلوة ظهر، مرا از خودم جدا میکرد، مرا از زمین میکـَند، از قطعات نمک سنگ و حلقه های طناب و چلیک قیر دورم میکرد. از یادم میبرد که باید دمب نیم تنه ی دهانی ها را بچسبم بکشم شان تو دکان
پس تو آن جا چه میکنی گوساله؟ چرتت برده؟
نه. نه خیر آقای بانیکا
..
انگار صدای احمد شاملو ست در ذهنم، اوست که با صدای خوش خودش کتاب را برایم میخواند. با تاکیدها، سکوت ها، نفس کشیدن ها، زیبائی خاص خودش. ترجمه ی پابرهنه ها را بارها خوانده ام. فرقی نمیکند کدام صفحه اش باز کنم، مبهوتم میکند، انگار خود شعری میسرایم
ا. شربیانی

13.08.2012

Download

FormatSourceLink
EPUBZippyShare
PDFRapidShare
TXTUploadCare
PDFFile-Upload
FB2FileStack
Back to Top