لبخند انار [ePub]

by هوشنگ مرادی کرمانی

درونمایه اصلی آثار آقای کرمانی چیزی نیست جز فقر..
در این مجموعه داستان جالبه که فقط 9 تا از 15 داستان به فقر می پردازه. وگرنه تا جایی که من خوندم فقز بیداد میکنه..
لبخند انار نام داستان اول هست که درباره بزرگداشت ناظم سختگیری است به نام آقای دباغ. خاطره ای که همه دانش آموزان سابق ایشان در ذهن دارد مزه ترکه های اناری است که همه چشیده اند.

گوشواره داستانی درباره دختری است به نام مهین که پدرش قاچاقچی بوده و اعدام شده و مادرش هم زندانی است. در سن نوجوانی و فشار گروه همسالان رفتار مهین قابل درک است.. او در جدال شدید است با دیگری شدن خودش..

شش تا موز درباره پیرمردی که در محله فقیر میوه و سبزی می فروشد. روزی مجبور میشود 6 دانه موز بفروشد و در این داستان کوتاه اتفاقهای آن روز خاص را می بینیم.. اینکه مردم فقیر اند و قدرت خرید موز ندارند و بچه ها بهانه میگیرند و .. .

لانه داستان جالب داشت.. پدری همراه با خانواده اش در کویر کبوتری را می بیند و هوس میکند دنبالش برود و لانه اش را پیدا کند.. تا مدتها دنبالش میرود اما میترسد گم شود و برمیگردد..

پروانه درباره دختری است به نام مینا که 3 سال بییشتر ندارد. پدرش مدتی است که نابینا شده و ما دلیلش را نمیدانیم.. انگار در جنگ اینطور شده.. به هر حال مینا باور ندارد که پدرش نمی بیند چون چشمهانش سالم اند.. در پارک اتفاقی می افتد که او با این سن کمش این واقعیت تاخ را باور میکند و انگار بزرگ میشود..

بازار درباره زن و مرد روستایی است که گردو آورده اند در بازار بفروشند و کمی خرید کنند و برگردند. در پارچه فروشی زن جوان پارچه ای را می پسندد. اما فروشنده در مغازه نیست و پسرش جای اوست. آنها سر قیمت چانه میزنند اما ما بعدا متوجه میشویم که پسر برای خودشیرینی نزد پدر پارچه را گران فروخته.. پدر اما از شنیدن خبر برآشفته میشود و از پسر میخواهد تا آنها را پیداکند. در آنجا پدر از آ«نها معذرت خواهی میکند و گردوهایشان را هم ازشان میخرد..

نخ درباره زن کولی است که کودک نوزادش را روی کولش گرفته و به او پرتقال میدهد.. بچه با ولع پرتقال میخورد اما ناگهان بند کلاهش از زیر گلو در میاید و به دهان بچه میره.. بچه هر کاری میکنه نمیتواند آن نخ را در بیاورد و مادرش هم که حواسش به او نیست. بچه پشت مادر است. بچه میخواهد پرتقال بخورد و به خاطر بند نزدیک است که بچه خفه شود.. خواننده به مرز مردن نزدیک میشود تا بالاخره به خیر میگذرد..

تک درخت، بچه های ایران، شعر تازه و یادگار سفر چهار داستانی است که درباره پیرمردی شاعر است. او در بازار راه میرودو دیوانش را به مردم هدیه میدهد.. اما انگار انجمن شاعران و در کل مردم او را به عنوان شاعر قبول ندارند.. اما پیرمرد از این طرز برخورد ناراحت میشود و سعی میکند که خود را ثابت کند. مخصوصا میخواهد خود را به فرزندش ایرج که در خارج زندگی کرده و برای دیدن از وطن به ایران آمده .
پیرمرد می میرد و وصیت میکند که در قطعه هنرمندان دفن شود اما مسئولین قبول نمیکنند و ماجراهای تاسف برانگیز خودش را دارد..

زادگاه را دوست داشتم. جالب بودو موضوعش کاملا ناب..
پیرزنی چند تخم مرغ در یخچال گذاشته اما فراموش کرده در یخچال را کامل ببندد و جوجه از تخم بیرون می آید و از میوه ها و سبزیجات داخل یخچال تغذیه میکند و زنده میماند. پیرزن می آید و او را از یخچال بیرون می آورد.. اما روزی جوجه باز هوس زادگاهش را میکند و چون پیرزن باز در یخچال را باز گذاشته جوجه وارد یخچال میشود.. اما پیرزنجوجه را نمی بیند و در را میبندد و جوجه می میرد.. از سرما.. خیلی آخرش ناراحت کننده بود.. حالا نیمشد نمیره؟؟؟
:(

میوه داستان درختی خسیس بود که میوه اش را پنهان نمیکند و به کسی نمیدهد و در زمستان سنگین می شود و می شکند.. گذشت فصلها..

مادر درواقع نامه دختری 16 ساله است به مادرش مه ادعا دارد که مادرش را دوست ندارد.
دختر ناراحت است که چرا وقتی 6 ماه بوده و شبی زلزله شده.. چرا پدررا مجبور کرده که او را تجات دهد و خود پدر زیر آوار مانده..
نامه دختر 16 صفحه است اما پاسخ مادر فقط 2 خط و بسیار جالب: اینکه دخترم وقتی خودت مادر شدی مرا درک میکنی..
:)

هسته آلبالو اما خیلی جالب بود.. درباره پسری شیطان و لوس که هسته ای آلبالو را وارد گوش پدر میکند و پدر را تا مرز کر شدن میکشاند..

در کل دوست داشتم داستانها را..
:)

12.10.2011

Download

FormatSourceLink
EPUBZippyShare
PDFRapidShare
TXTUploadCare
PDFFile-Upload
FB2FileStack
Back to Top